ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

ملاحظه ای در باره عبارت «تولید علم»

رای دادن به این مورد
(0 رای)
منتشر شده در: کرسی های آزاد اندیشی





ملاحظه ای در باره عبارت «تولید علم»

تولید علم اصطلاحی است غیر اسلامی و غیر عقلی.



مهدی اصفهانی

انجمن اسلامی شهر برلین



غیر اسلامی است چون در تفکر اسلامی علم قابل تولید نیست. بلکه نوری است که خدا در قلب دوستان خود می افکند[1]. یعنی علم در فرهنگ اسلامی نه تولید انسان بلکه عنایت خداست. روح حاکم بر عبارت «تولید علم» روح مدرن و مبتنی بر نوعی انسان محوری مطلق است. تلقی تولیدی بودن علم تلقی ناشی از نگاه صنعتی است. چیزی مثل تولیدات یک کارخانه. «صنعت» ترجمه عربی کلمه «تِخنه» یونانی است که در زبان های لاتینی به «تکنیک» بدل شده است. «تخنه» یکی از چهار قسم دانایی است که ارسطو در آغاز متافیزیک از آن ها بحث کرده در مقابل «اپیستمه» که دانایی شی به حسب علل آن است، آن را نه دانایی بلکه توانایی استادکاران و صنعتگران که ناشی از تجربه است به حساب می آورد.

صنعتگر چیزی را تولید می کنند که استاد به او آموخته است. روح این تولید نوعی توانایی مبتنی بر دانش حاصل از تجربه است. تولید بر انسان و توانایی او تکیه دارد. علم تجربی جدید نیز مدعی همین نوع دانایی و توانایی است و روح انسان محورانه حاکم بر آن، این مطلب را نادیده می گیرد که همین مقدار تسلط بر طبیعت که بر اثر ظنون متراکم اکنون در اختیار انسان است، ریشه در نوعی کشف دارد که نه از سوی او بلکه از جانب خدای متعال آمده است. بدین بیان این اصطلاح ریشه در نوعی انسان محوری مطلق دارد.

این اصطلاح هم چنین غیر اسلامی است زیرا در تفکر اسلامی انسان از علم جدا نمی شود و از دو سو به علم پیوستگی وجودی دارد. یکی از طرف «ریشه بودنش» زیرا هر چه هست به حسب احاطه علمیه خدای متعال هست. آیه شریفه «وسع ربی کل شی علماً» بدان معناست که پروردگار من به حسب علم بر همه چیز توسع یافته است. یعنی جنس این توسع علم است. بنابراین انسان از طرف وجودش به علم قائم است. از طرف توسعه وجود نیز، آمدن علم افزوده شدن کلمات در حافظه نیست. علم در تفکر اسلامی سواد «سیاهی» نیست. در نهج البلاغه از علی علیه السلام نقل شده است که هر ظرفی با آمدن مظروفش تنگ می شود جز ظرف علم که آمدن مظروف عین اتساع آن است[2]. یعنی علم از قلب انسان جدا نیست بلکه آمدنش عین انقلاب قلب به حقیقتی وسیع تر از چیزی است که قبلا بوده است. این بیان نشان می دهد که علم قابل تولید نیست. زیرا تولید از ریشه «ولد یلد» به معنای جدا شدن چیزی از چیزی است و لذا معنای زادن نیز از آن فهمیده می شود.

اصطلاح «تولید علم» غیر عقلی است زیرا به حسب بیانات بالا که گزارش احکام عقلی دین است، ترکیب فوق مثل ترکیب «مربع دایره» است زیرا معنایش «تولید چیزی است که غیر قابل تولید است».

بی شک این سوال پیش خواهد آمد که فائده این بحث چیست؟ خواه علم تولید باشد و خواه کشف مسئله واقعی کشور ما این است که باید در راه علوم جدید پیشرفت کنیم و در این را توسعه دانایی عمومی و تخصصی ضروری است و مقصود نهایی این عبارت هم همین است.

اگرچه تمام مقدمات این سوال قابل مناقشه است ولی به حسب اختصار که مبنای نگارنده برای این نوشتار و نشریه است تنها نکته ای در باره ساختار این سوال یا استدلال که مبتنی بر نوعی عملگرایی مطلق است طرح خواهد شد.

انسان موجودی است که با اسماء سرو کار دارد. شرافت او بر همه موجودات حتی ملائکه این است که تعلیم اسماء شده است. این به نطق نیز مربوط است و بیهوده نبوده که فصل او را نطق دانسته اند. قرآن کریم از بت پرستان انتقاد می کند که بت ها را اسماء خداوند نامیدند و آن ها را ملحد در اسماء الهی معرفی می کند[3]. الحاد در اسماء به یک معنی اشکالی زبانی است. درست ننامیدن اشیاء که البته نشان درست نیندیشیدن درباره آن هاست چون نادرست است مردود است. این بدان معناست که زبان ما در شکل دادن به اندیشه ما نقش دارد و اندیشه ما آینده ما را متآثر می سازد. کوتاه سخن، این اصطلاح نباید استفاده شود زیرا غلط است!

وقتی می گوئیم که باید علم تولید شود با پذیرش تمام و کمال راهی که غرب در علوم رفته است مخاطبان خود را به تاخت در همین بیراهه دعوت می کنیم. اگر در اندیشه راهی جز بیراهه سرزمین ها یی هستیم که آفتاب در آن ها غروب کرده است (Abenländer)  با چنین تسامح هایی سرنوشتی جز بنی اسرائیل نخواهیم داشت که در تیه چهل سال سرگردان بودند و هر شب تا صبح راه می پیمودند و صبح خود را در همان نقطه آغاز می دیدند. چون خوب بنگریم تمدن غرب در تیه کثرات سرگردان است و اگر چه هر روز ابزارهایی مدرن تر را بر می سازد اما به هنگام سیر هر شب در راه انسانیت به همان جا باز می گردد که از آن آغاز کرده است، اگر چه به حسب ابزارها این راه را سریع تر بپیماید.




[1] - منيةالمريد          148    و الأمر الثاني استعمال ما يعلمه كل

و في حديث عنوان البصري الطويل عن الصادق ع ليس العلم بكثرة التعلم إنما هو نور يقع في القلب من يريد الله أن يهديه فإذا أردت العلم فاطلب أولا في نفسك حقيقة العبودية و اطلب العلم باستعماله و استفهم الله يفهمك

[2] - نهج‏البلاغة          505    205- .....  ص : 505

205- وَ قَالَ ع كُلُّ وِعَاءٍ يَضِيقُ بِمَا جُعِلَ فِيهِ إِلَّا وِعَاءَ الْعِلْمِ فَإِنَّهُ يَتَّسِعُ بِهِ

[3] - وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذينَ يُلْحِدُونَ في‏ أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (180) اعراف

---------------------------------------------------------------------

مقالات بیانگر نظرات نویسندگان محترم است و مواضع اتحادیه را منعکس نمی کند.

مشاهده 1369 مرتبه